دکتر شریعتی

دو نفر در یک طوفان دریایی دست و پا میزنند ،

                                                              و مرگ را به چشم خویش میبینند و غرق را ،

هر دو حال و روزشان یکی است ، اما از این دو ، کار آنکه فریاد میزند ، و از هم سرنوشتش میپرسد : من چکار کنم ؟

                                آسان تر است .

حال این یکی رقت بار است ، که چیزی نمیگوید و باید به سوال او هم جواب دهد ...

/ 7 نظر / 7 بازدید
ثریا

دلم پر است.... آنقدر که گاهی اضافه اش از چشمانم می چکد!

محب ولایت

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ سلام علیکم [گل] ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜ آنها که کهن شدند و اینها که نو اند [گل] هر کس به مراد خویش یک تک بدوند [گل] این کهنه جهان به کس نماند باقی [گل] رفتند و رویم و دیگر آیند و روند [گل] ஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ آیا وقت آن نرسیده تا برای آخرت خود توشه ای برداریم؟ [گل] ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

ثریا

مهربانیت آنقدر زیباست که سنجاقکی بدون ترس روی کف دستت آب خواهد خورد.

عرفان

خوب بود . [گل] یه عکس هم مینداختی تنگش بهتر هم میشد [چشمک] مرسی که سر زدی ، بازم بیا [گل]

ثریا

سنجاب گندم نمیخوره فندق میخوره!!! بعدشم شعر مارو خراب نکن[ناراحت]