صد رمان که پیش از مرگ باید خواند ...

معرفی کردن کتاب کار آسانی نیست. کتاب، به ویژه رمان و قصه، اغلب تبدیل به مسئله‌ای شخصی برای خواننده می‌شود. ما هر یک کتاب‌های خودمان را دوست داریم. معرفی کتاب می‌تواند به انگیزه‌ها و هدف‌های مختلف باشد. باید مخاطب را شناخت، موضوع را پرسید، گرایش مخاطب را مهم شمرد، هدف را معلوم کرد و خیلی باید‌های دیگر.

این نوبت می‌خواهم صد کتاب قصه را معرفی کنم. صدها و هزارها کتاب هست که نخوانده‌ایم و می‌توانیم بخوانیم. اما من در اینجا از میان کتاب‌هایی که دوست دارم و خواندنش را برای دیگران هم مفید می‌دانم، صد کتاب را انتخاب و فهرست می‌کنم. در این گونه موارد، اغلب برای آدم تردید پیش می‌آید که فلان کتاب را بردار و بهمان کتاب را اضافه کن. این یکی زیادی قدیمی است. آن یکی زیادی پیچیده است. این کتاب که مال دوران کودکی و نوجوانی است. آن کتاب که به درد روزهای بازنشستگی می‌خورد. تردید در همه چیز، در هر انتخابی، بر سر هر چند‌راهی، بلای جان ماست.

به هر حال، من ترجیح می‌دهم، امروز و در این وقت، این کتاب‌ها را معرفی کنم. چون:

۱. خواندن بیشتر این کتاب‌ها خواننده را سرگرم می‌کند.

۲. خواندن اغلب این کتاب‌ها به خواننده لذت می‌بخشد. این لذت چیزی فراتر از غم یا شادی است. لذت خواندن است. لذت کشف کردن و تماشا کردن شخصیت‌ها و ماجراهایی است که همه دوست داریم بشناسیم و درگیر آن‌ها شویم.

۳. این کتاب‌ها به نوعی سیمای ادبیات داستانی دنیاست. نوعی کولاژ که قطعه‌هایش از این سو و آن سوی عالم آمده و کمابیش تصویری از چیستی ادبیات و جهان روایت و قصه به دست می‌دهد.

۴. خواندن این کتاب‌ها اغلب تولید هیجان مثبت می‌کند. آدم با خواندن حتی ناامیدی‌های این کتاب‌ها به چیزی که زندگی می‌نامیم امیدوارتر می‌شود. امید از این جهت که زندگی را سخت نگیرد و بگذارد این جریان کوچک به حرکت خود تا مقصد ادامه دهد.

۵. خواندن این کتاب‌ها احساسات انسانی را تحریک و تیز می‌کند. در این کتاب‌ها عشق، غم، فراق، رنج، مصیبت، شادی و هزار و یک حس زیبای انسانی را به چشم می‌بینیم و به جان می‌یابیم. این است که خواندن چنین کتاب‌هایی تمرین انسان ماندن و انسان شدن است.

۶. هر فهرست دیگری که با این هدف‌ها به دست می‌دادم، باز ممکن بود به نظر بعضی جالب توجه نباشد. به هر حال، معرفی کتابی که دوست داری و از آن لذت برده‌ای، مثل معرفی یک دوست، هتل، رستوران و ییلاق به دیگران است. وقتی چنین چیزهایی را به دیگران معرفی می‌کنی، باید بدانی که ممکن است همه از آنچه تو خوشت آمده، خوششان نیاید. به علاوه، حتی خودم هم ممکن است فردا فلان کتاب یادم بیاید و تأسف بخورم که چرا آن را در صدر این فهرست نیاورده‌ام.

۷. انتخاب کاری انسانی است. انتخاب‌های ما اغلب رنگ و بوی خودمان را دارد. در ضمن، پر است از نواقص، ملاحظات، تحمیل‌ها و ضرورت‌ها. کاش خواندن این کتاب‌ها نام‌هایی را به فهرست دوستان نادیده‌ام اضافه کند. این فهرست آداب و ترتیبی ندارد.

/ 1 نظر / 11 بازدید
سامورایی

هجده تاشونو خوندم! [پلک]