سعدی

سلسله ی  موی دوست حلقه ی دام بلاست

هرکه در این حلقه نیست،فارغ ازین ماجراست

گر بزنندم به تیغ در نظرش بی دریغ

دیدن او یک نظر صد چو منش خون بهاست

گربرود جان ما در طلب وصل دوست

حیف نباشد که دوست دوست تر از جان ماست

مایه ی پرهیزگار،قوت صبر است وعقل

عقل گرفتار عشق،صبر زبون هواست

دلشده ی پای بند،گردن و جان در کمند

زهره ی گفتار نه،کاین چه سبب وان چراست؟

مالک ملک وجود،حاکم رد وقبول

هر چه کند جور نیست،ور تو بنالی جفاست

گربنوازی به لطف،ور بگذاری به قهر

حکم تو بر من روان،زجر تو بر من رواست

سعدی از اخلاق دوست هر چه بر آید نکوست

گو همه دشنام گو،کز لب شیرین دعاست

سعدی

                     

/ 9 نظر / 7 بازدید
بارون زده

سلام...............................................بارونی باش این شعر سعدی رو خیلی دوست دارم مرسی که دوباره به یادم انداختی با مطلبی جدید بروزم0000000000 اینبار از قفس یه پرنده میگم

بیخیال دنیا90

جگرشیرنداری سفرعشق مرو....عشق باتموم مصیبت هاوهجران هاش برای عاشقی که دلباخته شیرین ولذت بخشه...

مسعود

سلام میدونید؟ من با قسمت نظر سنجی وبلاگتون بیشتر حال میکنم تا با خود وبلاگ! [نیشخند] راستی منم بیوگرافی میخوام! اعدامم کنید! [قهقهه]

فرياد

سلام خوبي؟ چه زيبا مرسي

بارون زده

سلام............................بارونی باش و اینهم یک انتخاب است و ما در مردابی از انتخاب هستیم با دستانی که رنگمویی بدست گرفتن و ما درحال رنگ شدنیم با مطلبی جدید و یه انتخاب بروزم.......یه جورایی بمناسبت انتخابات[زبان]

ALONE

سلام قالب وبت عالیه