خدایـــــا

 

هوا گرفته بود و باران میبارید .

کودکی آهسته گفت : خدایا گریه نکن ، درست میشه .

/ 20 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مـاهـ ـے

خواهش میکنم[نیشخند] خیلی هم خوشحال میشم[مغرور]

رسول

بچگی هم عالمی داره !!!

رزا

باران کـه می بـارد... دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود! راه می افـتم...بـدون ِ چـتـر! من بـغض می کنـم، آسمـان گـریـه...!!! [گل][گل][گل]

پرنسس

با یه مطلب جدید به روزم.منتظر چشای قشنگتون هستم.[ماچ][گل] [گل][گل][گل]

تنهایی سپید دل

salam man up hastam vase akharin bar http://alonelover77.persianblog.ir/

alireza

سلام قشنگ بود. اپم بیا منتظرم.

تنهایی سپید دل

سلام یه سر به وبلاگم بزن روز مهمیه واسم حتما بیای

خراباتی

ای جااااان[بغل] گریه خدا خیلی خواستنیه ;-)

رهاتر از رها

سلام ؛ حال من خوب است ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند . . . با این همه اگر عمری باقی بود طوری از کنار زندگی می گذرم که نه دل کسی در سینه بلرزد و نه این دل نا ماندگار بی درمانم . . . تا یادم نرفته است بنویسم: دیشب در حوالی خواب هایم ، سال پر بارانی بود . . . خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم دعا کردم که بیایی با من کنار پنجره بمانی ، باران ببارد اما دریغ که رفتن ، راز غریب این زندگیست رفتی پیش از آن که باران ببارد . . . می دانم ، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است ! انگار که تعبیر همه رفتن ها ، هرگز باز نیامدن است بی پرده بگویمت : می خواهم تنها بمانم در را پشت سرت ببند بی قرارم ، می خواهم بروم ، می خواهم بمانم ؟! هذیان می گویم ! نمی دانم . . . نه عزیزم ، نامه ام باید کوتاه باشد ساده باشد ، بی کنایه و ابهام پس از نو می نویسم: سلام! حال من خوب است اما تو باور نکن . . .