انسان 5

من یک انسان هستم .

مردی که میخندد .وحشت آور هستم .

آیا میدانید به چه چیزی میخندم .

به شما ها . به خودم .

به همه چیز .

/ 16 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زمستان

نوشتن برای فراموش کردن است نه برای به یاد آوردن

زمستان

«موانع»، آن چیزهای وحشتناکی هستند که وقتی چشمتان را از روی هدف بر می‌دارید، به نظرتان می‌رسند

زمستان

شايد آن روز كه سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد كرد، خبري از دل پر درد گل ياس نداشت، بايد اينجور نوشت، هر گلي هم باشي، چه شقايق چه گل پيچك و ياس، زندگی اجبارست

تنهایی سپید دل

سلام تو هم که دلت مثل ما گرفته عکسات خیلی قشنگن منم یه بیت بهت تقدیم میکنم دوستت دارم همچو گلی آری من همان ابر آسمانم به پایت گریستم ومیگریم تا که لبخندت ببینم دنیا اینجور نمیمونه عزیزم به وبلاگم گه گداری سر بزن

زمستان

.....

تنهایی سپید دل

سلام انسان جان من شما رو با اجازه به لینک دوستانم اضافه کردم[قلب][چشمک][تایید][گل]

سالومه

سلااااااااااااااام میبینم که پست نزاشتی ببین اگه خیلی زحمتت میشه من به جات بزارم ها مطالب که یکیه دیگه تو به انگشتات زحمت نده(شوخی)[زبان]به من هم سر بزززن[نیشخند][عینک]

خراباتی

یه سوال اساسی چرا اینجوری انسان و معرفی کردی اصلا حس خوبی نمیده ؟میشه توضیح بدی؟ :-((

خراباتی

منظورم حاصل ازدواج مخفیانه.... این بودا بعدشم آره این تعریفی از دیو و دد اون چیزی ک روی وبلاگت نوشتی دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر،،کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست همیشه چیزای متعالی رو آرزو میکنیم نه ؟؟