ولم کنید

ولم کنید تب نکردم

هوا زمستانی است و من پیشانی ام را

برای دست های یخ زده ی او داغ گذاشته ام . . .

افسوس

زمستان است

نیکمتی تنها در پارک نشسته است

من تنها بر نیمکت

و تو , تنها در من

می بینی ؟

چه در همیم و تنها  . . .

/ 2 نظر / 20 بازدید