زمستان سوم

   منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم .

  منم من ، سنگ تیپا خورده رنجور .

  منم ، دشنام پست آفرینش ، نغمه ناجور

 

نه از رومم، نه از زنگم ، همان بی رنگ بی رنگم .

بیا بگشای در ، بگشای، دلتنگم.

حریفا ! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد.

تگرگی نیست ، مرگی نیست .

صدائی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است .

من امشب آمدستم وام بگذارم.

حسابت را کنار جام بگذارم .

چه می گوئی که بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟

فریبت می دهد بر آسمان  این سرخی بعد از سحرگه نیست .

حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است .

و قندیل سپهر تنگ میدان . مرده یا زنده ،

به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است .

حریفا! رو چراغ باده  را بفروز شب با روز یکسان است .

 

سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت.

هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان ، نفسها ابر ،

ددلها خسته و غمگین ،

درختان اسکلتهای بلور آجین ،

زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه ،

غبار آلوده ، مهر و ماه ،

زمستان است .

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سالومه

خب اعصاب نداشته باش پس تو به من میگی لولو خانووووووم؟[متفکر]

سالومه

این زمستان هم که برای من نظر میده تو هستی؟[متفکر]

سالومه

واااااااااااااااااااااااااااااااااااای من الان فهمیدم تو توی وبلاگت چند تا نویسنده دارررررررررررررررررری ولی به نظر من انسان از همشون بهتره[تایید]

سالومه

تو چرا به جای انسان جواب نظرات رو میدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟هان هان هان هان؟اعتراف کن نکنه شبونه خفش کردددددددددددددددی؟راستشووووووووو بگوووووووووووووووووووو[متفکر][نیشخند]

سالومه

هه هه ولی دمه خودم گرم اینجا فقط من کامنت دادم[نیشخند]

سالومه

ببینم که وبلاگتونو گرد وخاک گرفتهههههههههههه[زبان] میخوای بتکونمش ابجی؟؟؟؟؟؟؟اوا اشتب شد موقعیتمو یادم رفت الان تو پسری[خنده]

سالومه

ای بابا چرا مطلب جدید نمیزارید پـــــــــــــــــــــــــــس ترو خدا ببینا 5تا ادم اینجا نویسنده ان اون وقت وبلاگتون اینقده سوتو کوره[ناراحت]

تنهایی سپید دل

سلام با شعر پاییز و زمستان آپم مطلبتم خوفه [تایید]داری خوف پیش میری

آناهیتا

این پستت خیلی قشنگه... دلم نیومد براش کامنت نذارم....... خیلی قشنگ بود با یه دنیا معنی که همه ما که نه شاید بعضی هامون ازشون با خبریم......[گل]