تاريخ : ۱۳٩۱/٦/۱۱ | ٢:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : هـی دِ

نمیخوام زیاد بنویسم و حرف زیاد هست .

کی میدونه سالانه چند نفر در رودخانه ها و بخاطر نا بلدی شنا جون خودشونو از دست میدن ؟

نمونش همین محمد . پسر همسایه . همبازیه بچگیامون بود . رفت شنا . نزدیک امام زاده هاشم و یهو خبر آوردن که طفلک غرق شده . یه ده روزی دنبالش میگشتن تا بالاخره اون طرف سد سنگر پیداش کردن ! فاصله ی بین این دو مکان کم نیست . میگن چیزی ازش باقی نمونده بود !

امسال هم یه جوون دیگه . نمیشناختمش اما خب جوون بود و ...

..

..

ما اینجا یه سپیدرود داریم . یه سدی هم هست . سد منجیل . امسال به لطف خدا آب پشت سد سرریز شده بود . سال پر آبی برای کشاورزا بود .

بابا میگه : من با این که کل عمرمو کنار این رودخونه زندگی کردم جرات نمیکنم این فصل برم شنا .

بابا حق داره . محمد چرا غرق شد . اونروز سد روز باز کرده بودن و اون هم شناگر قابلی نبود و همراهاش هم بچه هایی مثل خودش بودن .

میخوام بگم جوونای من خریت نکنید . جبران نمیشه ها !

اینارو میگم چون چند روز پیش خودم نزدیک بود به جمع این غرق شده ها بپیوندم .

اینو میگم چون چند روز پیش بابای محمد مرد !

اینو میگم که دلم برای مادرش کبابه .

جون هر کس که دوسش دارید بخاطر همونی که دوسش دارید . زنده بمونید . زندگی کنید .

همین فکر نکنم فعلا حرف دیگه ای مونده باشه .اگه بود باز میام و مینویسم .



  • ابر جادو
  • وبلاگ من
  • ضایعات