تاريخ : ۱۳٩۱/٤/۳۱ | ٧:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مسعود چگنی


چرا می گویند "فیلسوف" و نمی گویند "گاوسوف" ؟!

چرا می گویند "پیراهن" و نمی گویند "جوان اهن" ؟!

چرا می گویند "اتوبوس" و نمی گویند "اتوماچ" یا "جاروبوس" ؟!

چرا می گویند "خداحافظ" و نمی گویند "خداسعدی" ؟!

چرا می گویند "هفت سین" و نمی گویند "هفتاد سین" ؟!

چرا می گویند "اتومبیل" و نمی گویند "اتومکُلنگ"  یا "میزوموبیل" ؟!

چرا می گویند "ماشین" و نمی گویند "شماشین" ؟!

چرا به طراح چنین سوال هایی می گویند "دیوانه" و نمی گویند "قولنامه" ؟!



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢۳ | ٩:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مسعود چگنی
 
ما ایرانی ها وقتی میخوایم از کسی تعریف کنیم :
عجب نقاشیه نکبت…
چه دست فرمونی داره مرتیکه…
چقدر خوب میخونه بد مصب…
چه گیتاری میزنه ناکس…
... ... استاده کامپیوتره لامصصصب…
موی کوتاه به طرف میاد :چه عوضی شدی…
عجب گلی زد بی وجدان…
بی شرف خیلی کارش درسته…
دوستت دارم وحشتناک…!
... کثافت

اما وقتی میخوایم فحش بدیم:
برو شازده…
چی میگی مهندس…
آخه آدم حسابی…
دکتر برو دکتر…
چطوری آی کیو؟
به به! استاد معظم!
کجایی با مرام؟
یعنـــی عــــــاشقتم
باز گلواژه صادر فرمودی؟
 


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٦ | ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : مسعود چگنی

 آورده اند روزی مریدی از شیخ دلیل ترافیک و ازدیاد خودروها را جویا همی شد.

 شیخ همی فرمود: «دلیل اصلی ترافیک چیزی نیست جز نداشتن کاباره» .

مریدان انگشت در دهان، شیخ را ندا دادند : «یا شیخ! چگونه است ؟»

 شیخ فرمود : «بیست درصد خودروها به دنبال داف همی گردند، بیست درصد دگر داف را یافته به دنبال جا همی گردند و بیست درصد باقی، برادران بسیج اند که به دنبال آن 40 درصد همی گردند.»
 

و این چنین شد که مریدان رم کردند و یقه ها دریدند و اشک ها ریختند و سر به بیابان گذاردند!!



  • ابر جادو
  • وبلاگ من
  • ضایعات