تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢٦ | ٦:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مسعود چگنی

کجایی سهراب؟
آب را گل کردند، چشم ها را بستند!
وه ... چه با دل کردند...!
وای سهراب کجایی آخر؟
زخم ها بر دل عاشق کردند!
... خون به چشمان شقایق کردند!
تو کجایی سهراب؟
که همین نزدیکی،عشق را دار زدند،همه جا سایه دیوار زدند!
وای سهراب کجایی که ببینی حالا ...
دل خوش مثقالیست...!
آرزو پوشالیست...
صبر کن سهراب!
گفته بودی قایقی خواهم ساخت!!
قایقت جا دارد؟؟؟؟
من هم از همهمه و بی کسی اهل زمین دلگیرم...



تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٢٠ | ٧:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : هـی دِ

  • ابر جادو
  • وبلاگ من
  • ضایعات