تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٩ | ۳:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مسعود چگنی

خدا جون خسته شدم.

خسته شدم از گرمیِ دروغی دست آدما. از همه اونایی که تو لجن هوس پرسه میزنند و همه آدمایی که روزی فکر میکردیم فرشته بودن و عوضی روی زمین اومدن، اما حالا فهمیدیم که آره، عوضی بودن...

خسته شدم از مرد بودن! مگه چاوشی نمیگفت: "اگه که هیچ کس نیومد، سری به تنهاییت نزد، اما تو کوه درد باش، طاقت بیار و مرد باش..." ؟؟ خب... خدا جون! نمیتونم دیگه!

خسته شدم از این همه تزویر ...! وقتی کسی رو میبینم، تو روی من یه چیز میگه، ولی با چشم خودم ببینم داره پشت سرم حرف میزنه! فردا، پس فردا، همه میخواییم بمیریم. هیچ کس موندنی نیست. مگه این زندگی چقدر ارزش داره که... مگه هر آدم چقدر عمر میکنه؟ راستی خدا جون؟ عمر من چقدره؟ فرصت جبران دارم؟؟

خسته شدم از زندگی یکنواخت همیشگی.

خسته شدم از دلی که تو سینمونه. به قول سیاوش، میتونیم دل یکی دیگه رو بازیچه کنیم.

 

آخ که شکرت ای خدا، واسه جهان به این بدی

چی میشد اگه تو دست به ساختنش نمیزدی؟



تاريخ : ۱۳٩۱/۱/۱٩ | ۳:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : هـی دِ

مرا نهی میکنند از دوست داشتن این آدم ها

و هیچ کس را یارای دیدن

کوچه های تو در توی تنهایی من نیست

و زندگی بی عشق همچون حبابی است

که عمرش ثانیه ایست

و من لحظه را چنین بی ثمر نمیخواهم

من مفتخرم !!!!!

به زیستن در میان افکاری که عاشق مرگند

مدعی رهایی از غم اند و

هر دم بهانه ای به دست برای سوگواری

عرب جاهلیت کجاست ؟!!!

من شاهدم بر مرگ آرو های بیشمار

که در گور های عمدی زنده به گور میشوند هر روز

در هجوم توهم و جهل و تعصب و نادانی

و چه حریصانه میگریند مردمان

بر این سوگواری

من مجرمم

برای رهیدن از قفس

اندیشه هایم را که پر دهم

سنگسارم میکنند

هم اینان که شاید

بسیار دوستم میدارند

اما هنوز من زنده ام

زنده ام به دوست داشتن و مهر ورزیدن

و بیزارم از این همه نگاه های فضول حریص

 

--------------------------------------------------------------------------------

انســـان نوشـــ تـــــ:

      این شعرو از وب یکی از عزیزانم برداشته ام .

آدرس نوشـــــ تـــــ:

       parastoo77.blogfa.com



تاريخ : ۱۳٩۱/۱/۱۸ | ٢:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پسر عاشق

 

زندگی صاف تا قسمتی ابری همراه با وارش پراکنده ی بد بختی

....

 

 

توصیهـــ ـــنوشــت برای کسانی که میخواهند از زندگی لذت ببرند :

                        کمربندها را ببندید و از مناظر اطراف لذت ببرید .



  • ابر جادو
  • وبلاگ من
  • ضایعات