تاريخ : ۱۳٩۱/٥/٢٩ | ۸:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : هـی دِ

 

می خواستم ببوسمت اما... گناه بود

با آنکه چهره ی تو همانند ماه بود

 

می خواستم که نگاهت کنم ولی افسوس

پایان آن نگاه همین واژه: آه... بود!

 

مجنون وادی تو شدم این که جرم نیست!

اما درون فاصله صد کوره راه بود

 

می خواستم به دست نوازش بچینمت

آری خودت بگو مگر این اشتباه بود؟!

 

نقش تو را به خواب کشیدم کنار خود

وقت سحر تمامی خوابم تباه بود

 

این روزها سپری می شوند می دانم

چون سال ها همیشه پس از شب ، پگاه بود

 

------------------------------

انسان نوشت : بخدا من آدم متقلبی نیستم . اگه هم اینجا تقلب کردم فقط بخاطره این بود که از این شعر خوشم اومد . آخرشم منبع نوشت میذارم .

دکتر نوشت : خوب من پفک خوردم که خوردم . آدم که با یه پفک سرطان نمیگیره .

شاعر نوشت :سلیمان کاکوئی

منبع نوشت : مجمع المزخرفات

 



  • ابر جادو
  • وبلاگ من
  • ضایعات