تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱۳ | ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : هـی دِ

من هم حرف دارم واسه گفتن : امروز رفتم گوگله و کلمه اهدای عضو جستوجو کردم .

رو اولین لینک کلیک کردم و توی سایت در قسمت ثبت نام وارد شدم .

فرم رو پر کردم و رضایت خودمو مبنی بر اهدای تمام اعضای قابل اهدای بدنم البته بعد از مرگ مغزی اعلام کردم .

هر چند داخل سایت ذکر شده بود که این فرم هیچ ارزش قانونی ای نداره و در هنگام مرگ مغزی اولیای محترم باید رضایت نامه رو امضا کنن و این فرم فقط رضایت شما رو اعلام میکنه .

من هم حرف دارم واسه گفتن : هنوز یاد نگرفتم وقتی تایپ میکنم به صفحه کلید نگاه کنم . هرچند سریع تر شدم و مدتی راحت تر از همه انگشت هام کمک میگیرم .

من هم حرف دارم واسه گفتن : امروز برای اولین بار خونه راسل رفتم مغازه با فائز . خریدا رو انجام دادیم و برگشتم . جلوی در که رسیدیم دیدم ما نمیدونیم خونه راسل کدوم واحده هر چقدر هم سعی کردیم باهاش تماس بگیریم نشد .

با ده بیست چهل شروع کردیم به زدن زنگ درها . خدارو شکر اولی خونه نبود  . خدارو باز هم شکر که زنگ دوم خونه راسل بود .

بعد از ورود به محوطه باز مجبور شدم سوار آسانسور شم . نمیدونم چرا بعد پیاده شدن سرگیجه میگیرم . عجیبه .

من هم حرف دارم واسه گفتن : خونه راسل همه روزهایی که دون بازی کامپیوتری سر میکردیمو جران کردیم . نید فور اسپید . آساسینز . اون بازی تنیس که همه افراد مشهور تنیس دنیا توش هستن و...

من هم حرف دارم واسه گفتن : شام ماکارونی خوردیم .

من هم حرف دارم واسه گفتن :میخوام برم بخوابم . شب بخیر .خمیازه



  • ابر جادو
  • وبلاگ من
  • ضایعات