تاريخ : ۱۳٩٠/٦/٧ | ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فرزاد پارسایی

 

عرض کنم خدمتون شاید چیزی که می گم خیلی هم جالب نباشه ولی به هر حال اتفاق میافته

 

رفته بودم داروخانه که یه خمیر دندون بخرم که دیدم  اره  یه دختر به قولی زیبا رو، چشم درشت ه مشکی رنگ، ارایش کرده در سطح ملی، مسئول ه فروشه.رفتم و منتظر موندم تا نوبتم شه.یه جوون هم جلو من بود.

خلاصه نوبت این بنده خدا که رسید همون جوون ه، متوجه شدم که خیلی اهسته حرف می زنه و یکم صداش لرزون ه.نگاش کردم و دیدم بنده خدا الان ه که از هوش بره.دیدم دختر زل زده به چشاش و می گه چی می خوای؟(وصف دختره رو که کردم براتون) گفت که یه قرص که من الان اسمش رفته می خوام.دختره رفت و قرص رو اورد گفت 400 تومن میشه.این بنده خدا متوجه نشد-نشنید گفت چند؟یهو دختره چشاش رو گرد کرد.ابروان کمان رو در هم کشید و گفت: خب من چند بار باید بگم 400 تومن".اینجای داستان طرف فقط دست کرد توی جیبش یه پولی در اورد گذاشت جلو دختره و خیلی سریع از داروخانه زد بیرون.من جلو تر که رفتم دیدم بنده خدا پول دو سه تا قرص رو داده ولی از ترس جرات نکرده وایسه بقیه پولش رو بگیره. به قولی فرار رو بر قرار ترجیح داده.

 

این رو می خواستم بگم که چرا ما گاهی وقتها اینجوری میشیم.

دختره تا دلت بخواد قشنگ و خوشکل بود ولی چه فایده با این اخلاقش.

توی این دنیای ما ادمای خجالتی خیلی زیادن.ادمهای ساده خیلی زیادن.ادمهایی که شاید خیلی کم توی جامعه شهری زندگی کردن.ادمهایی که اعتماد بنفس پایینی دارن،ادمهای که هیچ دختر یا پسری تحویلشون نگرفته.

ولی همگی ادم ن.محترم ن. باید بهشون احترام گذاشت.

مسئول عزیز داروخانه می دونم از صبح تا شب باید با کلی ادم مختلف سر و کله بزنی ولی مواظب باشه کاری نکنی که یه نفر رو بدون دلیل ناراحت کنی.

دختر خوشکل های عزیز اقا پسرهای خوشتیپ هم توجه فرمایند یکم ارایش مناسب تری کنن تیپ مناسب تری بزنن تا این این همه جوون مزدوج نشده که سنشون هم بالا رفته رو دیوونه نکنن و بتونن به مرگ طبیعی از این دنیا برن.نیشخنده



  • ابر جادو
  • وبلاگ من
  • ضایعات