زبان . زبـــــــــــان

دنباله یه مطلب میگردم که بنویسم اما چیزی پیدا نمیکنم !

بذارید این بار یه مطلب آموزشی باشه . فقط چند کلمه !

آموزش زبان . آخه میدونید من به چند زبان زنده ی دنیا میتونم صحبت کنم .

البته این زبان نها . این یکی رو میگم :

زبان مادری فول . زبان گیلکی خودمونو میفهمم . بعضی وقتا با لهجه صحبت میکنم . زبان اینگلیشی یکم فول . کره ای هم از زبان مادری بهتر حرف میزنم . زبان بلاد فرانس هم که اصلا حرفشو نزن . تازه یه نمه جپنی هم بلدم . از خود راضی

خب قراره اسم دو سه تا حیوونو بهتون یاد بدم . به زبان کره ایه خودمون .

هاکتاری  : لک لک

جوجوم : اسب

بوم : ببر

خب دیگه بسته .

میدونید برا یاد گرفتن همینا آموزشگاهها چقدر پول میگیرن ؟

تازه من انقد دلم میخواد این زبانو یاد بگیرم :

افسوس . آخه ما آدم لال نداریم اطرافمون . فاطمه هستا ولی نمیتونم از اون یاد بگیرم .

آخه خیلی همو نمیبینیم .

خب دیگه . خیلی حرف زدم .

بدرود .

یا علی .

[ ۱۳٩۱/٥/۳۱ ] [ ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
نمی داند و نگفتمش

و انسان وارد میشود . با تقلبی دیگر در دنیای مجازی . . .

-----------------

نمی داند و نگفتمش

که باهر طلوع

آرزوی دیدارش در دلم جوانه می زند

و با هرغروب

همچون برگی خزان زده به خاک در میغلتد

تا طلوعی دیگرو دیگر و دیگر...

نمی داند و نگفتمش

که قلب های زیادی را می شکنم

بدین جرم که قلب او نیستند

بدین جرم که جسارت نزدیک شدن به حریم او را داشته اند

نمی داند اما گفتمش

که من رازش را از چشمانش می خوانم

که من گرمای قلبش را از ورای این توده های برف مصنوعی احساس می کنم

نمی داند و نمی گویمش

که اگر بگویدم

که اگر بخواهدم

زمین و زمانم را برایش به آتش می کشم

همه ام را برای لبخندش قربانی می کنم

نمی داند و هرگز نمی گویمش

که بی او این روزهای خاکستری تلخ

این انتظار برای هیچ

این پوسته احمقانه این خنده های دروغین

دارد ذره ذره از درون نابودم می کند

نمی داند و نمی خواهم که بداند

که...ناامیدی مرگ است و من

دارم از او برای همیشه قطع امید می کنم

 

[ ۱۳٩۱/٥/۳٠ ] [ ۸:٥٩ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
گناه !

 

می خواستم ببوسمت اما... گناه بود

با آنکه چهره ی تو همانند ماه بود

 

می خواستم که نگاهت کنم ولی افسوس

پایان آن نگاه همین واژه: آه... بود!

 

مجنون وادی تو شدم این که جرم نیست!

اما درون فاصله صد کوره راه بود

 

می خواستم به دست نوازش بچینمت

آری خودت بگو مگر این اشتباه بود؟!

 

نقش تو را به خواب کشیدم کنار خود

وقت سحر تمامی خوابم تباه بود

 

این روزها سپری می شوند می دانم

چون سال ها همیشه پس از شب ، پگاه بود

 

------------------------------

انسان نوشت : بخدا من آدم متقلبی نیستم . اگه هم اینجا تقلب کردم فقط بخاطره این بود که از این شعر خوشم اومد . آخرشم منبع نوشت میذارم .

دکتر نوشت : خوب من پفک خوردم که خوردم . آدم که با یه پفک سرطان نمیگیره .

شاعر نوشت :سلیمان کاکوئی

منبع نوشت : مجمع المزخرفات

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٩ ] [ ۸:۱۳ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
آهنگ وبمون

Lilium

احتمالا اومدم ابروشو درست کنم . چشمشم کور کردم .

این صفحه ایه که کد این آهنگو ازش برداشتم .

اگه یه آهنگ بهم پیشنهاد بدید مطمعنا عوضش میکنم .

البته یه آهنگ . نه چند تا که مجبور بشم از بینش یکی رو انتخاب کنم که مطمعنا باز میشه یکی عین همین .

...

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٩ ] [ ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
پیشا پیش عید فطر بر شما مبارک .

 

«اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکبْرِیاءِ وَ الْعَظِمَة وَ اَهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ اَهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ اَهْلَ التَّقْوی وَالْمَغْفِرَةِ اَسْئَلُک بِحَقِّ هذَا الْیَوْمِ الَّذِی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً وَ لِمحَمَّد صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاً وَ کرامَةً وَ مَزیداً اَنْ تُصَلِّی عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ اَنْ تُدْخِلَنِی فی کلِّ خَیْر اَدْخَلْتَفیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد وَ اَنْ تُخْرِجَنی مِنْ کلِّ سُوء اَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد صَلَواتُک عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُک خَیْرَ ما سَئَلَک بِهِ عِبادُک الصّالِحُونَ وَ اَعُوذُ بِک مِمّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُک الْمـُخْلَصُونَ».

 

 

------------------

غم نوشت : از اول ماه رمضون فقط غممون قنوتای این نماز بود .

ثواب نوشت :بابا این آخر ماه رمضون همه ی ثوابا رو درو میکنه . یه بار خونه خودمون . یه بار این خونه مادر بزرگ . یه بار خونه عمو .

دل نوشت : دلم برا ماه رمضون تنگ میشه .

دعا نوشت : خدایا کاش هیچ بیماری نباشه .

دکتر نوشت : این تن بمیره ماه رمضون تموم شد انقد پفک نخورید . بخدا پرستو انقد پفک خورد سرطان گرفت .

عید نوشت : ویرایش یاد داشت . عید دیگه اعلام شد . جدی جدی مبارک .

بدرود نوشت : چه احتیاجیه ! ما که اینجا هستیم دیگه چرا بدرود ؟

یا علی .

انسان .

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٧ ] [ ٩:۳٠ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
ایران

[ ۱۳٩۱/٥/٢٧ ] [ ٥:۱٦ ‎ب.ظ ] [ زمستان ] [ نظرات () ]
انـــــســــــــــانــــــــــ

 

 

انسان؟

کدام انسان؟

تنها چیزی که میبینم

موجودی است دلگیر , از نداشته هایش

و ناراضی از تمام داشته هایش!

هنوز هم نمیدانم

چرا اشرف مخلوقاتم خوانده اند؟!

 


 


 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٧ ] [ ۱:٤٠ ‎ب.ظ ] [ ثریا شکوهی ] [ نظرات () ]
___

خوب یادم نیست چه سالی بود .

فصل امتحانات بود . و ما امتحان علوم داشتیم .

بخش مربوط به زلزله رو داشتم میخوندم . نوشته بود وقتی زلزله اومد برین زیر میز . چها چوب در و ... یهویی از سمت آشپز خونه صدا اومد انگار یه نفر مثل دیوونه ها داره بشقابا رو میشکونه . بلند شدم که چشمتون روزه بد نبینه . مثل این که خونه داره دوره سرم پیچ میخوره .

نه میز . نه چهار چوب در . دویدم و رفتم بیرونه خونه .

....

اما حرفم این نیست . میخوام بگم ژاپن رو که دیدید . تا حالا نقشه ی آتشفشان ها و گسل ها و کمربند های زلزه ای که ژاپن روی اونا قرار گرفته دیدید ؟

این توکیو است .

پایتخت ژاپن .

این نه دیوونگیه نه ریسک . این علم و اعتمادو هم نوع دوستی و زندگیه .

میخوام بگم اگه ایرانی جماعت منتظر زلزله نمونه و تا زلزله اومد کاسه ی چه کنم دست نگیره چیزی تغییر نمیکنه .

به جای این که یکم خودمونو در مقابل زلزله ایمن کنیم صندوق صدقات میسازیم که اگه زلزله اومد واسه اون مرد بیچاره یکم نون و کنسرو بخریم .

به جای این که بهشت زهرا و باغ رضوانمونو وسعت بدیم جلوی مردن این مردمو بگیریم .

به جای این که میلیارد میلیلار پول به فوتبالیستامون که به نظرم اسمشونو بذاریم دلقک بهتره . بدیم که تا زلزله اومد اونا بیان و جلوی دوربین های تلوزیون این پولو تقدیمه مردم زلزله دیده کنن بهتر نیست یکم از این چشم بادومیا یاد بپیریم ؟

پیش گیری بهتره تا درمان .

اینو هزار بار بهمون گفتن ولی کو کسی که به این عمل کنه .

چند تا بچه باید یتیم بشن ؟؟

چند تا زن باید بیوه بشن ؟؟

چند تا مرد باید کمرشون بشکنه ؟؟

اینا همش ماله ما بدبخت بیچاره هاست ؟؟؟

آخـــه خــــــــــــــــدا !

اینه جواب این نماز و روزه ها ؟؟

چقدر بگیم خدا خدا خدا و هیچ جوابی ازت نشنویم ؟

 

میخوام بگم جناب رئیس جمهور . دمت گرم خیلی کار کردی ولی باز سال دیگه . دو سال دیگه . سه سال دیگه . باز میشه همین .

بخدا پول این مسافرتات به فلان کشورا رو جمع کنی میشه یه فکری به حال این اوضاع کرد .

بخدا امام علی هواپیما نداشت که شد امام علی .

بخدا حق مردم این نیست .

نیست .

 

 

حرف حرف حرف

هر چی بگم . هر دری رو که بزنم زمان به عقب برنمیگرده . اونی که باید میمرد مرد .

این دنیای ماست .

همش تقصیره همین دنیاست .

ماها که تقصیر نداریم .

دنیا نبود هیچ کدوم این اتفاقا نمیافتاد .

افسوس .

[ ۱۳٩۱/٥/٢٧ ] [ ٢:٤٤ ‎ق.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
10 هکر معروف دنیا را بشناسید !‌(قسمت پنجم)

 

7 دقیقه و 43 ثانیه مکالمه رایگان ...! 



جابز و وزنیاک از بنیانگذاران شرکت اپل هم هکر بودند آن هم از دسته کلاه 
سیاه! آنها از همان روزگار جوانی با یکدیگر همکار بودند و قسمتی از دوره 
جوانی خود را به عنوان هکر زندگی کردند. وزنیاک و جایز در زمینه هک تلفن ها
و ایجاد ارتباطات بدون هزینه فعالیت می کردند. آنها موفق شدند جعبه های 
کوچکی طراحی کنند که به مردم اجازه می داد بدون هزینه به مدت 7 دقیقه و 43 
ثانیه مکالمه رایگان داشته باشند. بیشتر مشتریان آنها دانشجویانی بودند که 
برای تحصیل به آمریکا می رفتند و می خواستند برای ارتباط برقرارکردن با 
خانواده خود هزینه کمتری بپردازند. نرم افزار Skype که امروزه مورد استفاده
قرار می گیرد بعدا براساس ایده جابز و وزنیاک ساخته شد.

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ۱:۳٦ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
زنگ آخر

هیچ می دانید که
آخرین زنگ دنیا کی می خورد؟


خدا می داند، ولی ...
آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد
و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت.

آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود.

و آنروز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود!

سوالی که بیش از یک بار نمی توان به آن پاسخ داد.

خدا کند آنروز که آخرین زنگ دنیا می خورد،
روی تخته سیاه قیامت اسم ما را جزء خوبها بنویسند.

خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح آنقدر در حیاط نمانده باشیم که
حیات را از یاد برده باشیم.

خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم

و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم

و بدانیم که دفتر دنیا؛ چرک نویسی بیش نیست

چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ زمستان ] [ نظرات () ]
زلــــــــــزلــــــــهــــــ ای در راه اسـتـــــ

 

 

 

خدایا ...!

چه خبره .....؟؟!

آرامتر ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!

 

 

 

 


[ ۱۳٩۱/٥/٢٥ ] [ ۳:٥٤ ‎ب.ظ ] [ ثریا شکوهی ] [ نظرات () ]
سعدی

وقت طرب خوش یافتم آن دلبر طناز را

ساقی بیار آن جام می مطرب بزن آن ساز را

امشب که بزم عارفان از شمع رویت روشنست

آهسته تا نبود خبر رندان شاهدباز را

دوش ای پسر می خورده‌ای چشمت گواهی می‌دهد

باری حریفی جو که او مستور دارد راز را

روی خوش و آواز خوش دارند هر یک لذتی

بنگر که لذت چون بود محبوب خوش آواز را

چشمان ترک و ابروان جان را به ناوک می‌زنند

یا رب که دادست این کمان آن ترک تیرانداز را

شور غم عشقش چنین حیفست پنهان داشتن

در گوش نی رمزی بگو تا برکشد آواز را

شیراز پرغوغا شدست از فتنه چشم خوشت

ترسم که آشوب خوشت برهم زند شیراز را

من مرغکی پربسته‌ام زان در قفس بنشسته‌ام

گر زان که بشکستی قفس بنمودمی پرواز را

سعدی تو مرغ زیرکی خوبت به دام آورده‌ام

مشکل به دست آرد کسی مانند تو شهباز را

[ ۱۳٩۱/٥/٢٥ ] [ ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ ] [ زمستان ] [ نظرات () ]
عمر چیست ؟
حال دنیا را چو پرسیدم، من از فرزانه ای
گفت یا باد است، یا خواب است یا افسانه ای
گفتم آنها را چه می گویی، که دل بر او نهند
گفت یا مستند، یا کورند، یا دیوانه ای
گفتم از احوال عمرم گو که بازم، عمر چیست ؟
گفت یا برق است یا شمع است یا پروانه ای.......

لبخند

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ] [ فرزاد پارسایی ] [ نظرات () ]
دانشگاه برزخ

اینجا کلاس برزخ جدیده
رنگ تمام مرده ها پریده

عرب ٬عجم٬ ترک و بلوچ و لاتین
راست و چپ و بالا و زیر و پایین

پیر و جوون ٬ اما همه مذکر
سیاه  سفید کفن به تن برابر

همه رقم : عالی و خنثی و بد
ایرانیاش ٬تمامشون مجرد

فرشته اومد با دوبال توری
لپاش گلی٬ ناز و گوگور مگوری

گف به همه : " خوش اومدید به برزخ
اینجا هم اتش داره ٬هم اب یخ

در این کلاسی که دارید اقامت
مبانی ِ برزخ ِ تا قیامت


ارائه می شه تامگر بتونید
تابلوهای هدایتو بخونید

با خوندن تابلوهای هدایت
رد می شین از رو پل ٬ زهی سعادت ! "

گف پیرمردی که : " قبولی می دن ؟!
مثل زمین مدرک پولی می دن ؟!

توو دنیا کنکور می دادم توو هرسال
رد می شدم ٬ لبم می زد یه تبخال !

یه تیکه بیسکووت می دادن که من هم
به خاطرش توو امتحان می رفتم !

اونقده تبخال زدم و پکوندم
تا خودمو به این طرف رسوندم ! "

گف یه نفر : " مدرکو ول کن عمو !
سوالهای خوب و اساسی بگو

مدرک و پست و این چیزا توو برزخ
فایده نداره پیرمرد بدبخ ...! "

که ناگهان یه روح دندون طلا
به راه مستقیم رسید به اونجا

گف یه نفر : " بازم داریم مکافات
اینجا نیا ارواح خاک بابات !

توو دنیا ما به هر طرف می زفتیم
حتی اگه اخر صف می رفتیم

یکی از اینها خودنمایی می کرد
برای نسل ما خدایی می کرد

اگر نظر می دادی در سیاست
فوری می بردنت توی حراست

موسیقیو واسه همیشه کشتن
سینما را از توی گیشه کشتن

فکرای باز و پر فروغو بستن
توو برزخم مهره ی کاری هستن ؟!

اخ نکنه استاد بینش اینه ؟
مسئول فرمای گزینش اینه ؟! "

فرشته گف : " نه ! اون هم از مرده هاس
همین حالا جون داده بچه ملاس !

اونم میاد این اخرا می شینه
مفهوم زیبای عدالت اینه "

گف یه نفر به حضرت فرشته :
" -گرممه من زیاد شُُدُم برشته

از اب یخ به مُ می دید یه لیوان
به حرمت بِچِه های ابادان ؟! "

به جای اون فرشته هه یه اقا
گف به طرف : "بذار واسه مبادا

ولک نخور ابو بکن صبوری
هرکسی اب خورده می خواد یه حوری !

توقعت زیاد می شه به سرعت
مثال نرخ سود بانک دولت !"

تا عربه شنید مکالماتو
بحثو کشوند به سمت مومناتو !

با شادی گف : " وقتی که ما می میریم
توو برزخم می شه که زن بگیریم ؟! "

یک پسر ریش بزی قد دراز
باکفن فانتزی یقه باز

گف به عرب : " چن تا گرفتی شرعی
چاهار تا اصلی ٬ هفل هشتا فرعی

بسه بابا چقد می خوای زن و حور ؟
دیگه تموم شد  اومدی توی گور !"

گف عربه : " چشت در اد ! می تونم
اَنا  واسه  اِمرَاَت  اویزوونم

اَلَم تَرَ.... نمی دونی ... چه کَیفَ ؟!
مونثو نمی ولم که حَیفَ !!

مومنهُ المحسنهُ الکریمه
حلیمهُ الحفیظهُ الحکیمه ! "

گف پسر ریش بز فوق العاده :
" یه واحد تنظیم خانواده !

اگر که پاس می کردی توی دنیا
جون نمی دادی تو برای زنها !"

گف عربه : " برو بمیر قمپزی ! (۱)
عقده ای مجرد ریش بزی !

اََحَبُ الاَعمالِ من ازدواجه
مشکل تو نداشتن مزاجه ! "

یهو زنی سفید و امریکایی
از کریدور ٬ با موهای طلایی

چشمکی زد تا عربه ولو شد
عرب می دونه که عرب جطو شد !

داد زد و گف : " اَحسَنَهُم  جمالش !
برزخ و اعمالمو بی خیالش ! "

مثل کدو از روی نیمکت افتاد
انگاری بی جنبه دوباره جون داد

***
فرشته هه اخماشو توی هم کرد
نگاهی کرد به اون همه مُرده مَرد !

گف که : " چقد بی ادبین شماها
یه ف می گم شما می رید کجاها ؟!

این بابا اب می خواد اگه بذارید
رحم و مروت ز چه رو ندارید ؟! "

گف یه نفر که تیپ و ظاهری داشت
واسه خودش استیل شاعری داشت :

" فرشته ها زن ان ٬ زنا فرشته
رو سر در سینماها نوشته

واسه شما بحث می کنن جماعت
چی کار دارن به برزخ و قیامت ؟!

این عربو ندیدی که ول افتاد ؟
اون که چشاش به روی خوشگل افتاد

مردای رو زمین که زن ذلیلن
تمامشون بچه ی یک قبیلن

درسته که مردن و جون ندارن
فک میکنی قلب و زبون ندارن ؟

زنده باشن یا وقتی در مماتن
تمامشون عاشق و مبتلاتن!

وقتی هم عزرائیلو می پذیزن
به خاطر فزشته ها می میرن ! "

فرشته گف : " مردای هم قبیله !
پاشید برید ٬ کلاستون تعطیله

اینجا کسی نکرده مجبورتون
یالله همه برید توی گورتون !! "

 

 

=====================

این شعرو از یه جا کپی کردم .

از یه وب که خیلی ازش خوشم اومد.

اینم آدرسشه :

 

خیس تر از باران

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
10 هکر معروف دنیا را بشناسید ! (قسمت چهارم)

جیمزباند هکرها ...! 



ولادیمیر لوین از قوی ترین هکرهای کلاه قرمز محسوب می شود او اهل سن پترزبورگ روسیه است و یک ریاضیدان برجسته به شمار می رود.



لوین، سال 1994 به سیتی بانک که یکی از بانک های جهانی است تنها با استفاده
از یک لپ تاپ ساده نفوذ کرد. در ابتدا نتوانسته بود کار خاصی انجام دهد 
ولی بعد از یک ماه با پیدا کردن یک حفره امنیتی در سیستم بانک موفق شد به 
تمام حساب های موجود در این بانک دسترسی پیدا کند. او در ابتدا چند حساب 
مجازی به وجود آورد و سپس از حساب کاربران تمام جهان مبلغ 10 میلیون و 400 
هزار دلار را به حساب مجازی خود منتقل کرد. یک هفته بعد در اثر یک اشتباه 
کوچک پلیس بین المللی او را شناسایی و دستگیر کرد لوین هنوز در زندان است و
به عنوان هکر عمر کوتاهی داشته است ولی به علت حرفه ای عمل کردن به او 
«جیمزباند هکرها» می گویند.

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
یادته ؟

یه برنامه ای بودا . یه کارتون .

دوتا خرس کوچولو بودن !

فقط تمشک خوردنشون رو به یاد دارم .

این عکس منو به یاد اونا انداخت :

 

 

بابا دو تا سگ خریده .مثل اون خرسا . دو تا داداش . برای نگهبانی از خونه ی سراوانمون . اسم یکی بتی و اون یکی پتی .

هر جا میرفتم یه رب بعد میدیدیم که دنبالمون اومدن .

مامان بهشون میگفت :

شما ها به چی فکر میکردین که اومدین دنبال ما ؟گفتی داداشی بیا بریم اونجا دنبال صاحبامون ؟آخه شماها چه میفهمین ؟

...

هر حیوونی یه جور زندگی میکنه دیگه یکی مثل ما فکر میکنه یکی هم مثل بتی و پتی !

و در ورای همه ی اینا بزرگیه خداست که میمونه .

دوستای عزیز . نماز و روزتون قبول .

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:٤٧ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
بهانه

 

از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند
تا کاج جشنهای زمستانی‌ات کنند

پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهای تار»
تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند

یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند

ای گل گمان مکن به شب جشن می‌روی
شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه‌ای است که قربانی‌ات کنند

(( فاضل نظری ))

+ سلام دوستان

ایشالا با بیشتر با شعر در خدمتتون هستم!لبخند

[ ۱۳٩۱/٥/٢٢ ] [ ۸:٠٠ ‎ب.ظ ] [ malihe ] [ نظرات () ]
10 هکر معروف دنیا را بشناسید ! (قسمت سوم)

خالقی کرمی که اینترنت را به هم ریخت ...! 



رابرت موریس سال 1988 یک کرم اینترنتی طراحی کرد. ویژگی این کرم این بود که
نیازی به دانلودشدن نداشت و فقط با بازکردن یک سایت به سیستم کاربر منتقل و
در عرض یک ساعت آن قدر تکثیر می شد که حافظه رم را پر می کرد. این کرم در 
عرض یک هفته حدود یک دهم اینترنت را آلوده کرد و بسیاری از سرورها و سایت 
ها را به تعطیلی کشاند.



موریس در همان سال دستگیر شد و در حالی که ابراز پشیمانی می کرد، گفت: فقط 
قصد داشته با یک نفر شوخی کند. او به دلیل آلوده کردن اینترنت بزرگ ترین 
هکر آن سال شناخته شد و به پرداخت جریمه 15 میلیون دلاری و پاک کردن کل 
اینترنت از این کرم محکوم شد با اینکه کرم را کاملا از بین برد ولی چون این
نرم افزار قابلیت خود تکاملی داشت، هنوز در بعضی قسمت ها نوادگان این کرم 
به صورت هرزنامه دیده می شوند، موریس با اینکه جریمه شده بود ولی سال های 
بعد هم دست به اقدامات مشابهی زد.

[ ۱۳٩۱/٥/٢٠ ] [ ٩:٤۳ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
الگوریتم ویروس نویسی

سلام

خیلی وقته نیومدم اینجا سر بزنم...

میخوام اگه موافق باشید در پست بعدی الگوریتم یک ویروس فوق خطرناک رو براتون بذارم که 2 روز (به عنوان اولین پروژه ویروس نویسی) روش کار کردم...

این ویروس: تحت ویندوز اجرا میشه (98، 2000، اکس پی، سون)، کلیه فایل های روی پارتیشن های شما رو پاک میکنه، از خودش به شدت تکثیر میکنه (روی کلیه پارتیشن ها)، پردازش سی پی یو رو به 98% میبره (احتمال سوختن سی پی یو هستش، چون در نوع خودش آورکلاک محسوب میشه) و خلاصه وحشتناک ترین ویروس در نوع خودش هست!

جلوگیری از آلودگی: مراقب باشید رو سیستم خودتون اجرا نشه!

حذف : امکان پذیر نیست (هرگز راه حذفش رو لو نخواهم داد!!! البته راهی برای حذفش وجود نداره، چون با اولین ری استارت دیگه ویندوز بالا نمیاد)

حجم : کمتر  از 2 مگابایت

زبان: این الگوریتم رو میتونید به زبان C# و یا VB پیاده کنید.

قدرت: تا CPU Core i 7 از اینتل تست شده است!!!! (یک مدل لپ تاپ ایسوس از دوست خوبم سالارپیرهادی حیف شد ولی خب میگفت اطلاعاتش مهم نیست)

 

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

حالا نظر بدین... به رای اکثریت اهمیت میدم و 48 ساعت مهلت نظر سنجی:

با پخشش موافق هستید یا نه؟ (ببینم چقدر اهل ریسک هستید!)

[ ۱۳٩۱/٥/۱٩ ] [ ٩:٠٤ ‎ب.ظ ] [ مسعود چگنی ] [ نظرات () ]
منت سدره و طوبی

حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست

باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست

از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است

غرض این است وگرنه دل و جان این همه نیست

منت سدره و طوبی ز پی سایه مکش

که چو خوش بنگری ای سرو روان این همه نیست

دولت آن است که بی خون دل آید به کنار

ور نه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست

پنج روزی که در این مرحله مهلت داری

خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست

بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی

فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست

زاهد ایمن مشو از بازی غیرت زنهار

که ره از صومعه تا دیر مغان این همه نیست

دردمندی من سوخته زار و نزار

ظاهرا حاجت تقریر و بیان این همه نیست

نام حافظ رقم نیک پذیرفت ولی

پیش رندان رقم سود و زیان این همه نیست

[ ۱۳٩۱/٥/۱٩ ] [ ٤:٥۳ ‎ب.ظ ] [ زمستان ] [ نظرات () ]
حوا کوچولو

میدونی خدا چرا اول آدمو خلق کرد بعد حوا رو ؟؟

_چون اگه اول حوار رو خلق میکرد . انقدر حرف میزد که نمیذاشت خدا آدمو خلق کنه !

 

..500تومن دو تا مجله . بصرفه تره !!! هم اس ام اس هم جدول . سودوکو هم داره .

اما

تصور کن :

   خدا یه موجودی رو درست میکنه اسمش - حوا - . قبل از آدم .بعد میذارتش جلوش و حوا شروع میکنه به حرف زدن . از هر چیز که تو ذهنش بود . از همه چیز و اونقدر حرف میزنه که خدا مبهوت خلقتش فقط بهش نگاه میکنه و میخنده .

_تصورش برام خیلی جالبه . خلقتی چنین زیبا .

                                      خدا جان دمت گرم ...!

[ ۱۳٩۱/٥/۱٩ ] [ ٤:٤٢ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
سخنان ناب

در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست، 
پس برخیز تا چنین مردمی بگریند ...
.
.
.
درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند
مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند

.
.
.
نصف اشباهاتمان ناشی از این است که
وقتی باید فکر کنیم، احساس می کنیم
و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می کنیم


.
.
.
سر آخر، چیزی که به حساب می آید تعداد سالهای زندگی شما نیست
بلکه زندگی ای است که در آن سالها کرده اید

.
.
.
همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که 
"ای کاش"
تکیه کلام پیریت نشود

.
.
.
چه داروی تلخی است وفاداری به خائن،
صداقت با دروغگو،
و مهربانی با سنگدل ...

.
.
.
مشکلات امروز تو برای امروز کافی ست، 
مشکلات فردا را به امروز اضافه نکن ...

.
.
.
اگر حق با شماست، خشمگین شدن نیازی نیست
و اگر حق با شما نیست، هیـچ حقی برای عصبانی بودن ندارید ...

.
.
.
ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها،
اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم

.
.
.
فریب مشابهت روز و شب‌ها را نخوریم
امروز، دیروز نیست
و فردا امروز نمی‌شود ...

.
.
.
یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود
به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست ...

.
.
.
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور
و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان

.
.
.
برای دوست داشتن وقت لازم است، 
اما برای نفرت
گاهی فقط یک حادثه یا یک ثانیه کافی است.

.
.
.
گاه در زندگی، موقعیت هایی پیش میآید که انسان
باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد.

.
.
.
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد
اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه کوری؟"

.
.
.
مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی،
بدان که زندگی می کنی ...

.
.
.
هیچ انتظاری از کسی ندارم!
و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !
مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است

.
.
.
برای زنده ماندن دو خورشید لازم است؛
یکی در آسمان و یکی در قلب ...

.
.
.
در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ زیبا
زیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمی ماند
امـا آنچه خوب است همیشه زیباست ...

.
.
.
هیچ وقت رازت رو به کسی نگو؛
وقتی خودت نمیتونی حفظش کنی،
چطور انتظار داری کس دیگه ای برات راز نگه داره؟

.
.
.
هیچ انسانی دوست نداره بمیره !
اما همه آرزو میکنن برن به بهشت.
اما، یادمون میره که برای رفتن به بهشت اول باید مرد ...

.
.
.
از 3 نفر هرگز متنفر نباش :
فروردینی ها، مهری‌ها، اسفندی ها
چـون بهتـرین هستند

سه نفر را هرگز نرنجون :
اردیبهشتی ها، تیری ها، دی ـی ها
چـون صادق هستند

سه نفر رو هیچوقت نذار از زندگیت بیرون برن :
شهریوری‌ ها، آذری‌ ها، آبانی ها
چـون به درد دلت گوش میدهند

سه نفر رو هرگز از دست نده :
مرداد ـی ها، خرداد ـی ها، بهمن ـی ها
چـون دوست ِ واقعی هستند

.
.
.
زیباترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر می ‏شوند؛
پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی،
بدان که خدا می‏ خواهد تصویری زیبا از تو بسازد.

.
.
.
نتیجه زندگی، چیزهایی نیست که جمع میکنیم
بلکه قلبهایی است که جذب میکنیم

.
.
.
عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم؛
بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !
بعد از چند روز به دوستی
بعد از چند ماه به همکاری
بعد از چند سال به همسایه ای ...
اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !
دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست را به او ببخشیم.
او که یگانه است و شایسته ...

[ ۱۳٩۱/٥/۱٩ ] [ ٤:٤۱ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
10 هکر معروف دنیا را بشناسید (قسمت دوم)

خالق ملیسا ...! 



آیا تا به حال اسم ویروس ملیسا به گوش شما خورده است؟ این ویروس که فقط از 
طیق ای میل منتقل می شود، توسط دیوید اسمیت نوشته شد که برای یک دهه کل 
شبکه پست الکترونیکی را بدنام کرد.



ملیسا یک ویروس ساده است که روی ای میل ها می نشیند و اطلاعاتی ناخواسته را
برای همان ایمیل ارسال می کند. ملیسا در عرض یک هفته به 80 سرور مختلف 
دسترسی پیدا کرد و اطلاعات آنها را برای افراد مختلف ارسال می کرد و سپس 
رمز عبور ای میل را برای دیوید اسمیت می فرستاد تا به تمام اطلاعات دسترسی 
داشته باشد.



اگرچه تا آن موقع 60 هزار ویروس برای ای میل وجود داشت اما این رویروس 
خطرناک ترین اعلام شد و حتی خود اسمیت هم نتوانست آن را غیرفعال کند. این 
ویروس همچنان در دنیای مجازی به فعالیت اش ادامه می دهد.

[ ۱۳٩۱/٥/۱٩ ] [ ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
10 هکر معروف دنیا را بشناسید (قسمت اول)

مایکروسافت را پکاند ...! 



ریچارد متیو استالمن در دنیای مجازی به عنوان هکر شناخته نمی شود بلکه او 
را به عنوان رهبر مبلغان نرم افزارهای آزاد می شناسند. اما همین رهبر به 
علت قدرتی که در برنامه نویسی دارد هکر ماهری هم هست. در ضمن او از دشمنان 
سرسخت مایکروسافت است.



در دسته بندی هکرها یک هکر کلاه سفید است و در دنیای مجازی تا به حال 
خرابکاری نکرده ولی مانند هر هکری به حریم شخصی اعتقاد ندارد و می گوید 
تمام اطلاعات دنیا باید به اشتراک گذاشته شود.



این هکر روسی کنفرانس های بسیاری درباره هک و هکرها برگزار کرده و چهره 
هکرهای واقعی را به دنیا نشان داده است. یکی از کارهای معروف او هک کردن 
قوی ترین سیستم امنیتی مایکروسافت است.




استالمن درحالی که نماینده مایکروسافت در کنفرانس و در حال توضیح دادن همین
مثلا قوی ترین سیستم امنیتی بود به شبکه نفوذ کرد و در مقابل همه حضار و 
تنها در مدت 8 دقیقه، نرم افزار را هک کرد و در فهرست سیاه مایکروسافت قرار
گرفت.

[ ۱۳٩۱/٥/۱٩ ] [ ٤:٢۸ ‎ق.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
بنویس او . بخوان تو

 

همین که دوستت دارم کافی است که بدانم دوستم داری !

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/۱۸ ] [ ۳:٠٠ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
گلی در لحظه ...

دیروز میان ذهن اشفته ام از خدا خواستم بتوانم یک بار دیگر همانند کودکی هایم گلی بکشم

که بوی کودکی بدهد

لحظه ای نگذشت .

ارزویم را پس گرفتم

به اندازه پلک بر هم زدنی خود را دیدم پیرو فرسوده گوشه اتاق تنها ومنزوی

مدادی بر دست داشتم لرزش دستانم گلی به من هدیه داده بود که بوی کودکی هایم را میداد ترس تمام وجودم را گرفت.

ارزویم مرا ترساند

اینده ام مرا ترساند

تا کنون چنین خود را ندیده بودم

...

 

[ ۱۳٩۱/٥/۱٧ ] [ ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ] [ طـــــــــ 2ــــــــوفانی ] [ نظرات () ]
برای سنگ مزارم سروده ام ...

الا٬ ای رهگذر ٬کزراه یاری                 قدم بر تربت ما٬ میگذاری

در اینجا شاعری غمناک خفته           رهی در سینه ی این خاک خفته

فرو خفته چو گل٬با سینه ی چاک      فروزان اتشی٬در سینه ی خاک

بنه مرهم ز اشکی داغ ما را             بزن ابی بر این اتش٬خدا را

به شبها٬شمع بزم افروز بودیم         که از روشندلی ٬چون روز بودیم

کنون شمع مزاری نیست ما را         چراغ شام تاری نیست ما را

سراغی کن زجان دردناکی              بر افکن پرتوی٬بر تیره خاکی

                          ز سوز سینه٬با ما همرهی کن

                         چو بینی عاشقی ٬ یاد رهی کن 

 

این شعر پس از فوت من ٬ بر سنگ مزارم حک شود و در پایان کتاب*سایه ی عمر* چاپ شود.

*رهی معیری*

 

---------------------------------

(این قطعه به وصییت رهی در صفحات پایانی  *سایه ی عمر*   که اولین و اخرین کتاب دوران حیات او بود در سال ۱۳۴۳ به چاپ رسید.به علت استقبال فوق العاده ای که از این کتاب به عمل امد توسط دو ناشر دوازده بار چاپ و نشر یافت.)

[ ۱۳٩۱/٥/۱٦ ] [ ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
 

گر کسی بیش از حد می خندد، حتی به مسائل خیلی ساده و معمولی؛او از درون به شدت اندوهگین است
اگر کسی بیش از حد می خوابد، مطمئن باشید که او احساس تنهایی می کند.
اگر کسی کمتر حرف می زند و یا در زمان حرف زدن بسیار سریع صحبت میی کند؛ این بدان معناست که رازی برای پنهان کردن دارد.
اگر کسی قادر نیست بگرید، او شخصیتی ضعیف دارد.
اگر کسی بطور غیر نرمال غذا می خورد، از استرس و فشارِ زیاد رنج می برد.
اگر کسی به سادگی می­گرید، حتی در برابر مسائل خیلی ساده، او فردی بی گناه و دل نازک است.
اگر به اطراف خود بخوبی نگاه کنید، همه این موارد را خواهید یافت ...
دیگران را بفهمیم ...

[ ۱۳٩۱/٥/۱٥ ] [ ٤:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مسعود چگنی ] [ نظرات () ]
کلاغ جان ...

ـــکلاغـــ جان ...

قصهــ ی من بهــ سر رسید ...

سوار شو ...

تو را همـــ تا خانه ات میرسانمـــ ....

[ ۱۳٩۱/٥/۱٥ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
سادگی

ساده لباس بپوش!

ساده راه برو!

اما در برخورد با دیگران ساده نباش!

زیرا بعضی ها

 

سادگی ات را نشانه میگیرند !

برای در هم شکستن غرورت !!!

-----------------------------------------------------------

انسان نوشت:به رها قسم هیچ وقت سادگی کسی رو برای شکستن غرورش نشونه نگرفتم !

[ ۱۳٩۱/٥/۱٤ ] [ ٩:٥٠ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
روزه

جوانمرد که بخورد و بدهد، به از عابد که روزه دارد و بنهد. (سعدی)

هر که  ترک شهوت از بهر خلق داده است، از شهوتی حلال، به شهوتی حرام درافتاده است! (سعدی)

الهی! ار بوی دهن روزه دار به نزدیک تو عطر است، عید، عید صوم [روزه] است؛ نه عید فطر است، کار نه روزه و نماز دارد، کار شکستگی و نیاز دارد! (انصاری)

... و روزه را دو خاصیت است که بدان مستحق این نسبت است: یکی آنکه حقیقت او ناخوردن است و آن باطل بود و از چشم خلق پوشیده باشد و ریا را بدو راه نبود. دیگر آنکه دشمن خدای تعالی، ابلیس است و سپاه اون شهوات است و روزه لشکر او بشکند و حقیقت روزه که ترک شهوات است و برای این گفت رسول (ص) که شیطان [نفس]  در درون آدمی روان است چون خون در تن، راه گذر بر وی تنگ کنید به گرسنگی. (محمد غزالی طوسی)

[ ۱۳٩۱/٥/٧ ] [ ۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ مسعود چگنی ] [ نظرات () ]
آب

رفته بودم سر حوض

تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب

آب در حوض نبود.

ماهیان می گفتند:

 هیچ تقصیر درختان نیست.

ظهر دم کرده تابستان بود،

پسر روشن آب، لب پاشویه نشست

و عقاب خورشید، آمد او را به هوام برد که برد.

***

به درک راه نبردیم به اکسیژن آب.

برق از پولک ما رفت که رفت.

ولی آن نور درشت،

عکس آن میخک قرمز در آب

که اگر باد می آمد دل او، پشت چین های تغافل می زد،

چشم ما بود.

روزنی بود به اقرار بهشت.

***

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی، همت کن

و بگو ماهی ها، حوضشان بی آب است.

***

باد می رفت به سر وقت چنار.

من به سر وقت خدا می رفتم.

[ ۱۳٩۱/٥/٧ ] [ ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ] [ زمستان ] [ نظرات () ]
فداکار ترین زنان دنیا

 

در بالای تپه ای در شهر وینسبرگ آلمان .قلعه ای قدیمی و بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است .

اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباعات و افتخارشان است  است .

افسانه حاکی از آن است که در قرن 15 ، لشکر دشمن این شهر را تصرف و قلعه را محاصره میکنند .

اهالی شهر از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان ، برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه میبرند . فرمانده دشمن به قلعه پیام میفرستد که قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند .

پس از کمی مذاکره ، فرمانده دشمن بخاطر رعایت آیین جوانمردی و بر اساس قول شرف ، موافقت میکند که هر یک از زنان دربند ، گرانبها ترین دارایی خود را نیز از قلعه خارج کنند به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشد .

نا گفته پیداست قیافه ی حیرت زده و سرشار از شگفتی فرمانده دشمن به هنگامی که هر یک از زنان شوهر خود را کول گرفته و از قلعه خارج میشدندبسیار تماشایی بود !

 

 

-----------------------------------------------------------

انسان نوشت : از بین نویسنده های وبلاگ یه داوطلب میخوام که از این به بعد برای مناسبت های تقویمی یه مطلب ارئه بده !

[ ۱۳٩۱/٥/٧ ] [ ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
داستانک-زمستان

هنگام غروب، پادشاه از شکارگاه به سوی ارگ و قصر خود روانه می شد . در راه پیرمردی دید که بارسنگینی از هیزم بر پشت حمل میکند لنگ لنگان قدم بر میداشت و نفس نفس صدا میداد پادشاه به پیرمرد نزدیک شد و گفت : مردک مگر تو گاری نداری که بار به این سنگینی میبری .هر کسی را بهر کاری ساخته اند. گاری برای بار بردن و سلطان برای فرمان دادن و رعیت برای فرمان بردن . پیرمرد خند ه ای کرد و گفت : اعلی حضرت، اینگونه هم که فکر میکنی فرمان در دست تو نیست . به آن طرف جاده نگاه کن. چه میبینی؟
پادشاه: پیرمردی که بارهیزم بر گاری دارد و به سوی شهر روانه است .
پیرمرد: میدانی آن مرد، اولادش از من افزون تر است و فقرش از من بیشتراست؟
پادشاه: باور ندارم، از قرائن بر می آید فقر تو بیشتر باشد زیرا آن گاری دارد و تو نداری و بر فزونی اولاد باید تحقیق کرد .
پیرمرد : اعلی حضرت آن گاری مال من و آن مرد همنوع من است .او گاری نداشت و هر شب گریه ی کودکانش مرا آزار میداد چون فقرش از من بیشتر بود گاری خود را به او دادم تا بتواند خنده به کودکانش هدیه دهد .
بارسنگین هیزم، باصدای خنده ی کودکان آن مرد، چون کاه بر من سبک میشود .
آنچه به من فرمان میراند خنده ی کودکان است و آنچه تو فرمان میرانی گریه ی کودکان است!

[ ۱۳٩۱/٥/٢ ] [ ۱:٢٤ ‎ب.ظ ] [ زمستان ] [ نظرات () ]
پرواز

آنکه میخواهد روزی پریدن آموزد

نخســـــت میـــــــــــبایـــــــــــــــد

ایستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادن

راه رفتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

دویـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدن

و بالا رفتـــــــــــــــــــــــــــن آموزد.

پرواز را با پرواز آغاز نمـــــــیکنند.

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢ ] [ ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]

  • ابر جادو
  • وبلاگ من
  • ضایعات