خانه دوست

                                           

  من دلم می خواهد

     خانه ای

داشته باشم پر دوست

کنج هر دیوارش

دوستهایم بنشینند آرام

گل بگو ، گل بشنو

هرکسی می خواهد

وارد خانه پر عشق و صفایم گردد

یک سبد بوی گل سرخ

به من هدیه کند

شرط وارد گشتن

                                    شست و شوی دلهاست                                 

شرط آن داشتن

یک دل بی رنگ و ریاست

بر درش برگ گلی می کوبم 

  روی آن با قلم سبز بهار

می نویسم ای یار

خانه ی ما اینجاست

تا که سهراب نپرسد دیگر

 

"خانه دوست کجاست؟ "

 

 

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٩ ] [ ۸:٤۸ ‎ب.ظ ] [ ثریا شکوهی ] [ نظرات () ]
چشم در مقابل چشم . جان در مقابل جان

مرگ و زندگی آدم رو کسی نمیتونه بده ، حتی 90 یا 100 میلیون یا یه گله ی بزرگ شتر و گوشفند هم نمیتونن جای خالیه کسی رو که مرده پر کنن .

با این حال ، عمامه به سر های ما از این شهر به اون شهر میرن تا قیمت شتر رو پیدا کنن ، آخرش هم میانگین میگیرن ویه عدد میدن ، به همین راحتی ، داغ دل یه مادر ، پدر ، همسر و یه فرزند رو آروم میکنن !

...

((  یه جوون ، جوونی میکنه ، نه ، یچگی میکنه یکی رو از نعمت نفس کشیدن محروم میکنه و یه خانواده رو سیاه پوش ، بعد از کلی پول خرج کردن و پیش وکیل رفتن حکم اعدام صادر میشه ، یه روز صبح ، جلوی انظار عموم بچه ی مردمو دار میزنن . ))

: با این وجود خانواده مقتول تا چهل یا شاید هم تا سال اون مرحوم شیاه میپوشن ، 100 ملیون هم بچشونو بهشون بر نمیگردونه !

در مقابل :

            یه خانواده دیگه سیاه پوش میشه ، تا چهل یا سال اون مرحوم سیاه پوش باقی میمونه . درسته که نود ملیون وجود نداره اما بیشتر ازاون نود میلیون باید خرج کنن ، محل زندگی شون رو عوض کنن ، آبروی از دست رفتشون رو برگردونن ، یه جورایی از بد بختی محض دربیان .

جوون قاتل ما یه نفرو کشت ، قانون میگه یا دیه یا جون پسرت ! پول چرک کف دست هست ولی نه 100 ملیون !

قاتل رو میگیرن ، مکشنش ، جون آدم نود میلیونه دیگه . کی دیه ی قتل اون قاتلو میده ؟ هیچ کس !!

قاتل که دیه نداره !

جالب نیست ؟!

اما به نظر من که چیز از قانون و ریاضی نمیدونم این مسئله مثل یه معادله میمونه که دو طرف با هم برابر نیست !

کسی هم نمیفهمه . نمیفهمن دیگه ! نمیفهمن ، مودبانه ترش میشه : متوجه نمیشن ، دقتشون کمه ، اصلا دقت نمیکنن !!!! دقت نمیکنن .

معادله اش میشه این شکلی : (( بدبختی + مرگ یه آدم = 100 ملیون + مرگ یه آدم ))

اون مساوی وسطه رو میبینید اسمش قانونه ! گردنش هم کلفته !

گفتم : من قانون نمیدونم ، اما میدونم اصلاح زیادی لازم داره !!!

این جمله رو این روزا زیاد شنیدم : چشم در مقابل چشم ، جان در مقابل جان !

یعنی : پسر همسایه با سنگ سر پسرتو شکست ، سنگ بده دست پسرت بره سر پسر همسایه رو بشکنه !

اما با این کار گناه تو بیشتره حتی ممکنه اعدامت هم بکنن ! قانونه دیگه !

اما اگه قانون سره پسرتو بشکنه اصلا اشکال نداره !

 

انسان :اگه یکم دیگه ادامه بدم کل متنو خراب میکنم ، پس سه نقطه و تمام ...

انسان :تو نظر سنجی شرکت کنید .

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ ] [ ٤:٢۱ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
زمستان یازدهم
ای مردمان بگویید آرام جان من کو   راحت‌فزای هرکس محنت‌رسان من کو
نامش همی نیارم بردن به پیش هرکس   گه گه به ناز گویم سرو روان من کو
در بوستان شادی هرکس به چیدن گل   آن گل که نشکفیدست در بوستان من کو
جانان من سفر کرد با او برفت جانم   باز آمدن از ایشان پیداست آن من کو
هرچند در کمینه نامه همی نیرزم   در نامه‌ی بزرگان زو داستان من کو
هرکس به خان و مانی دارند مهربانی   من مهربان ندارم نامهربان من کو

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ ] [ ۳:۱۸ ‎ب.ظ ] [ زمستان ] [ نظرات () ]
زمستان دهم

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

    ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم


می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر

سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم


زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم

طره را تاب مده تا ندهی بر بادم

یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم

غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم

رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم

قد برافروز که از سرو کنی آزادم



شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی مارا

یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم


شهره ی شهر مشو تا ننهم سر در کوه

شور شیرین منما تا نکنی فرهادم


رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس

تا به خاک در آصف نرسد فریادم


حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی

من از آن روز که در بند توام آزادم

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٧ ] [ ٢:٢۱ ‎ب.ظ ] [ زمستان ] [ نظرات () ]
دخترک تنها!!!


تمام حرف مردم
این بود... دخترک لباسش را در آورد.
هیچ کس فکر نکرد
شاید گرمش شده بود...
در این زمستان که چشم هایش
از انعکاس تنفر برفها می سوخت
و سایه ها از پشت نورهای لای انگشت هایش
به قلبش هجوم می آوردند،
و او همچنان زنانه نگاه میکرد
به شیشه ای که چشم مردم بود.
نگاه میکنم به گونه های سپیدش
که در ذاتش ترس روی دندانش
با اولین قطار حرف ها
دود می کشد
درد می کند
وقلب شاعری میان برف ها
لیز میخورد و میرود به قعر دره های بی پناه...

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٧ ] [ ۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ ثریا شکوهی ] [ نظرات () ]
عشق

من از تمامیت عرضی یک عشق سخن میگفتم ، بر فراز ویرانه های قلبم

ویرانه هایی حاصل از تهاجم ناگهانی چشمانت !

و چه کودکانه دروغ میگفتم ، که شهر در امن و امان است .

 

ّّّ

تصویر رنگها ی بودنت را انعکاسی نیست ،

کجاست آیینه تنهایی من ؟!!

 

ّّّ

دوست داشتن تمثیلی از نفس کشیدن من است ،

سزاواری من در زندگی ،

شایستگی ام در بودن ! ...

اگر سزا بود چنان در آغوش کشم که یکی گردیم در آن پیکر ،

نه من دلتنگ میشدم نه او میگریخت !...

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٧ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
روزانه

سلام

فقط میخوام یه چیز نوشته باشم .

من :

    امروز رفتم باشگاه ، با خودم شیرینی هم بردم .

چند وقته بچه های کلاس بد عادت شدن ، قبل شروع یه نیم ساعتی وسطی و والیبال و از اون بازیا که توپو میندازیم هوا و اسم به نفرو صدا میزنیم و اون توپو میگیره و یه نفرو میزنه . سر این بازی یکی از لامپ های سالن رو خراب کردیم .

البته لازم به ذکره خیلی هوای همو داریم ، غیر از خودمون کسی خبر نداره که خراب شده !

 امروز یه ربی از وقت کلاس رو وسطی بازی کردیم ، استاد نیومده بود هنوز .

سایه اش رو که از پشت در دیدم بچه ها رو صدا زدم همه با هم شروع کردیم به دویدن !

استاد متوجه نشد و این خیلی عجیب بود .

وسط کلاس ، سر مبارزه یه ضربه ی سر بد خوردم ، اشکم در اومد ، خیلی جلوی خودمو گرفتم که اون وسط نشینم و گریه نکنم !

الان هم سرم درد میکنه !

اومدم خونه و بهترین حالت اینه که من هنوز زنده ام .

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٦ ] [ ٧:۳٧ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
زمستان نهم

وقتی دل سودایی می رفت به بستان ها —— بی خویشتنم کردی، بوی گل و ریحان ها

گه نعره زدی بلبل، گه جامه دریدی گل —— تا یاد تو افتادم، از یاد برفت آن ها

ای مهر تو در دل ها، وی مهر تو بر لب ها —— وی شور تو در سرها، وی سر تو در جان ها

تا عهد تو دربستم، عهد همه بشکستم —— بعد از تو روا باشد، نقض همه پیمان ها

تا خار غم عشقت آویخته در دامن —— کوته نظری باشد، رفتن به گلستان ها

آن را که چنین دردی از پای دراندازد —— باید که فروشوید دست از همه درمان ها

گر در طلبش رنجی، ما را برسد شاید —— چون عشق حرم باشد، سهلست بیابان ها

هر تیر که در کیشست، گر بر دل ریش آید —— ما نیز یکی باشیم از جمله قربان ها

هر کو نظری دارد، با یار کمان ابرو —— باید که سپر باشد، پیش همه پیکان ها

گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش —— می گویم و بعد از من گویند به دوران ها

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٦ ] [ ۳:٤٠ ‎ب.ظ ] [ زمستان ] [ نظرات () ]
خداجون

خدایا، جان هر کی دوست داری

کیفیت را فدای کمیت نکن

کمتر خلق کن ولی آدم خلق کن!!!

 

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٦ ] [ ٢:٤٧ ‎ب.ظ ] [ ثریا شکوهی ] [ نظرات () ]
ضریب هوشی خود را محاسبه کنید.

1)یک فروند هواپیما در مرز آمریکا و کانادا سقوط میکند. بازماندگان از سقوط را در کجا دفن میکنند؟

 

کانادا – آمریکا – هیچکدام

 

۲) یک خروس در بام خانه های که شیب دوطرفه دارد، تخم میگذارد. این تخم از کدام طرف میافتد؟

 

شمال – جنوب – هیچکدام

 


۳ )خانمی عاشق رنگ قرمز است و تمام وسایل او به رنگ قرمز است. او در آپارتمانی یک طبقه که قرمزرنگ است، زندگی میکند. صندلی و میز او قرمزرنگ است.تمام دیوارها و سقف آپارتمان قرمزرنگ هستند. کفپوش آپارتمان و فرشها نیز قرمزرنگ هستند.تلویزیون هم قرمز رنگ است. سریع پاسخ دهید که پله های آپارتمان چه رنگی هستند؟

 

 

قرمز – آبی – هیچکدام

 

 


۴ )پدر و پسری را که در حادثه رانندگی مجروح شده بودند، به بیمارستان میبرند.پدر در راه بیمارستان فوت میکند ولی پسر را به اتاق عمل میبرند. پس از مدتی دکتر میگوید من نمیتوانم این شخص را عمل کنم، به علت اینکه او پسر من است.آیا به نظر شما این داستان میتواند صحت داشته باشد؟

 

آری – خیر – هیچکدام

 


۵) اگر چهار تخم مرغ، آرد، وانیل، شکر، نمک و بیکینگ پودر را با همدیگر مخلوط کنید، آیا کیک خواهید داشت؟

 

آری – خیر – هیچکدام

 


۶) آیا میتوانید از منزلتان بالاتر پرش کنید؟

 

آری – خیر – هیچکدام


۷) یک کیلوگرم آهن چند گرم سنگینتر از یک کیلو گرم پنبه است؟

 

۱گرم – ۱۰۰گرم – هیچکدام

 


۸ ) مردی به طرف یک پلیس که در حال جریمه کردن اتومبیل بود، میرود و التماس میکند که پلیس جریمه نکند ولی آقای پلیس قبول نمیکند. به پلیس نه یک بار بلکه هشت بار بد دهنی میکند.جواب دهید که این مرد چند بار جریمه خواهد شد؟

 

۸ بار – ۹بار – هیچکدام

 


۹ ) اگر تمام رنگها را با هم مخلوط کنید، آیا رنگین کمان خواهیم داشت؟

 

آری – خیر – هیچکدام

 


۱۰ ) گرگی به بالای کوه میرود تا غرش شبانهاش را آغاز کند.چه مدت طول میکشد تا به بالای کوه برسد؟

 

دوشب – پنجشب – هیچکدام

 


۱۱) اگر به طور اتفاقی وارد کودکستان دوران کودکیتان شوید، آیا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهید بود؟

 

آری – خیر – هیچکدام

 


۱۲) آیا امکان دارد یک نفر سریعتر از رودخانه میسیسیپی شنا کند؟

 

آری – خیر – هیچکدام

 


۱۳) آقای بیل اسمیت و خانم ژانت اسمیت از هم طلاق میگیرند. پس از مدتی خانم ژانت اسم اولیه خود را پس میگیرد.با این حال، پس از پنج سال با اینکه هنوز از آقای بیل اسمیت طلاق گرفته است، دوباره خانم ژانت اسمیت میشود. آیا این قضیه امکانپذیر است؟

 

آری – خیر – هیچکدام

 


۱۴) آقای جیم کوک مشکوک به قتل است ولی وقتی که پلیس از او سوال میکند که در موقع قتل کجا بوده است، آقای جیم میگوید در خانه مشغول تماشای سریال مورد علاقه ام بوده ام. حتی جزئیات سریال را برای پلیس شرح میدهد.آیا این موضوع ثابت میکندکه آقای جیم بیگناه است؟

 

آری – خیر – هیچکدام


۱۵) یک شترمرغ تصمیم میگیرد که به وطنش بازگردد.چه موقع برای پرواز او به جنوب مناسب است؟

 

بهار – پاییز – هیچکدام

 


۱۶ ) جمله بعدی صحت دارد.جمله قبلی غلط است.آیا این قضیه منطقی است؟

 

آری – خیر – هیچکدام

 


۱۷) آیا امکان دارد که یک اختراع قدیمی قادر باشد که پشت دیوار را به ما نشان دهد؟

 

آری – خیر – هیچکدام

 


۱۸ ) اگر بخواهید یک نامه به دوستتان بنویسید، ترجیح میدهید با شکم پر یا با شکم خالی بنویسید؟

 

پر – خالی – هیچکدام

 


پاسخ سوالات در لینک زیر

 


● پاسخنامه:

 

۱) هیچ کدام. بازماندگان که زنده هستند نیازی به دفن کردن ندارند.

 

۲) هیچ کدام.خروس که تخم نمیگذارد!

 

۳)هیچ کدام.آپارتمان یک طبقه که راه پله ندارد!

 

۴) آری. اگر این سوال را نتوانستید جواب دهید، وای بر شما.دکتر یک خانم جراح است یعنی این شخص مادر پسر است!

 

۵) خیر، شما پیش از اینکه کیک داشته باشید باید آن را بپزید !

 

۶) آری،.بپرید و ببینید که خانه شما چقدر میپرد!

 

۷) هیچ کدام. یک کیلوگرم آهن با یک کیلوگرم پنبه به طور دقیق برابر هستند.

 

۸) هیچ کدام. خودرو به آن مرد تعلق ندارد.

 

۹) خیر.رنگ خاکستری خواهید داشت.

 

۱۰) هیچکدام. گرگ پیشتر بالای کوه است.

 

۱۱) آری، شما فقط از کودکستان دیدن میکنید و با همین شرایطی که الان دارید فقط وارد کودکستان شده اید.

 

۱۲) آری، چون که رودخانه ها که قادر به شنا کردن نیستند!

 

۱۳) آری ژانت با یک آقای دیگر که فامیلاش اسمیت بوده، ازدواج کرده است.

 

۱۴) خیر.چون که ممکن است این سریال تکراری باشد و او پیشتر این سریال را دیده باشد.

 

۱۵) هیچ کدام.شتر مرغ که قادر به پرواز نیست.

 

۱۶) هیچ کدام. چون که جملات متضاد هم هستند.

 

۱۷) آری.پنجره یک اختراع قدیمی است که به وسیله آن میتوان پشت دیوار را مشاهده کرد!

 

۱۸) هیچ کدام.بهتر است که یک نامه عاشقانه را با قلم و کاغذ بنویسید و با شکم نمیتوان نامه نوشت!

 


● تفسیر آزمون:

 

▪ اگر تعداد جوابهای صحیح شما بین صفر تا ۵ بود، معنایش این است که شما به طرز وحشتناکی به جزئیات بی توجهید. حواستان کجاست؟

 

▪ اگر تعداد جوابهای درست بین ۶ تا ۱۰ بود، نسبتاً بد نیست، اگرچه این نشان میدهد که چندان به جزییات توجه نمیکنید. شاید دارید به مسایلی توجه میکنید که بقیه به آنها توجه نمیکنند. خدا کند اینطور باشد!

 

▪ اگر تعداد جوابهای درست شما بین ۱۱ تا ۱۵ بود، بسیار خوب است.شما خوب به جزییات توجه میکنید. خدا خیرتان بدهد!

 

▪ اگر تعداد جوابهای صحیح شما بین ۱۶ تا ۱۸ بود، یعنی شما یک پا شرلوک هولمز هستید. احسنت!

 

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٦ ] [ ۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ ثریا شکوهی ] [ نظرات () ]
کی دوست داره!!!

شمایی که "یکی" دوستت داره!

...

بله!!!!!

با شما هستم...!

...

هیچی...

فقط خوش به حالت!

 

 


 

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٥ ] [ ۸:۱۱ ‎ب.ظ ] [ ثریا شکوهی ] [ نظرات () ]
تلقین

قدرت خارق العاده تلقین

می گویند شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بیدار شد وباعجله دو مسأله راکه روی تخته سیاه نوشته بود یادداشت کرد و بخیال اینکه استاد آنها را بعنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت . سرانجام یکی را حل کرد وبه کلاس آورد. استاد بکلی مبهوت شد ، زیرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غیر قابل حل ریاضی داده بود.
اگر این دانشجو این موضوع را می دانست احتمالاً آنرا حل نمی کرد، ولی چون به خود تلقین نکرده بود که مسأله غیر قابل حل است ، بلکه برعکس فکر می کرد باید حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله یافت.


دستگاه عصبی ما  تجربه خیالی را از تجربه واقعی تمیز نمی دهد.
در هر دو مورد با توجه به اطلاعاتی که از ناحیه مغز در اختیار او قرار می گیرد واکنش نشان می دهد.
این یکی از قوانین اولیه و اصولی ذهن است. در واقع اینطوری ساخته شده ایم.

 

منبع:sorynews

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٥ ] [ ٥:٥۱ ‎ب.ظ ] [ ثریا شکوهی ] [ نظرات () ]
مبارک باد

 

چیز مبارک ، اسمشو نمیگم آخه کلا تو نت فیلتره !

حالا که ما از آموزش متوسطه داریم وارد آموزش عالی میشیم . یکم از تصاویر خاطره انگیز دوره دبیرستان رو میذاریم که ...

البته اگه آپلود شه ، آخه فک کنم سایزش یکم زیاده .

انقد کوچیکش کردم که دیگه نوشته هاش مشخص نیست !

این مراسم تو حیاط مدرسه یا راه رو یا سالن ، ننمیدونم اسمش چی میشه ولی ما زنگ ورزش اینجا کار میکردیم !

هم از "ا ر ش ا د" و " آ م و ز ش پ ر و ر ش " و ... اومده بودن !

به هیچ چیز رحم نکردن ، هم خوردن و هم بردن !

این هم بچه های کلاسمون البته قاعدتا یه نفر نیست همونی که دوربین دستشه !

 

 

انسان : بدرود و سپاس .

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٥ ] [ ۳:۱٧ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
روزانه

انسان :

      نذاشتن فردا شه ، اعلام شد ، شهر خودمون قبول شدم دیگه ، اصلا هم نفهمیدم رتبه ام چند شد ، هورااا .

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٤ ] [ ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
روزانه

سلام

قراره حرف بزنم و قبل از شروع بگم دوستان نویسنده وب گاهی شما هم مثل انسان خاطرات روزانتون رو بنویسید .

- نمیدونید چقد سخت و خنده داره الانه من ، قراره فردا یعنی روز سه شنبه نتایج کنکور ما بعد از گذر چندین ماه اعلام بشه !

-تو این مدت انقد گفتم میخوام برم تبریز فک کنم تبریز قبول شم ولی این که بخوام تا آخر این ماه از اینجا برم یکم میترسوندم !

- تازشم چند وقت دیگه مسابقات پومسه قهرمانی استان برگذار میشه ، نمیخوام از دستش بدم ، از طرفی راه دیگه ای ندارم !

- سرمم درد میکنه ، میخوام بخوابم ، امشب نو داره و خواب نمیشه ، بعدشم ساعت دوازده و یک دقیقه میشه همون فردایه خودمون !

منبع : ذهن پریشانت خودمون !

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٤ ] [ ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
افسوس

افسوس می خورم ...

                            چرا ؟

    چرا با رفتن تو ...

            بهار می آید ؟

آمدی در سرمای زمستان ...

                                 به سردی زمستان بودی ...

         به غم انگیزی شبهای تنهایی ...

به خشکی برف ...

              می روی ...

                       بهار می آید ...

به نظر معامله ی خوبی است ...

امید آن دارم بهار گلی بر چهره ات بنشاند ...

چه امید مبهمی ...

گردش روزگار خطا ندارد ...

زمستان هیچ گاه بهار را نمی بیند ...

منبع: بنفش زمستان

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٧ ] [ ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ ] [ زمستان ] [ نظرات () ]
شخصیت

تعداد مردان کرو رنگ 16 برابر تعداد زنان کرو رنگ است .

حتی اگر افراد کوررنگ را کنار بگذاریم ، باز هم برتری زنان بر مرد ها ، از نظر ادراک رنگ ، به راحتی تایید میشود . از نظر اعمال حرکتی ، نیروی ماهیچه ای ، سرعت و دقت در اعمالی که گستردگی بیشتر دارند ، تفاوت ها به نفع مرد هاست

اما از نظر مهارت و قابلیت انگشتان باز هم برد با زنهاست .

شنوایی زنها قوی تر از شنوایی مرد هاست . شاید روی همین اصل است که از تعریف و تمجید خوششان میآید و در عوض ، بینایی مرد ها قوی تر از بینایی زنهاست . احتمالا به همین علت است که چشم چرانند .

 

 

منبع : روانشناسی عمومی . دکتر حمزه گنجی

انسان : برام دعا کنید . " اگه خدا بخواد این جمعه آزمون مشکی دارم . یکم میترسم ! "

انسان2: آقایون بابت بخش آخرش عذر میخوام ولی اگه مشکلی هست با آقای گنجی صحبت کنید !

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٧ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
نقاشی

هیچ وقت
هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد
امشب دلی کشیدم
شبیه نیمه سیبی
که به خاطر لرزش دستانم
در زیر آواری از رنگ ها
ناپدید ماند

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٧ ] [ ۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ زمستان ] [ نظرات () ]
عقب ماندگی ذهنی

...

نوع دیگر و کاملا متفاوت عقب ماندگی ذهنی ممکن است از آسیب مغزی یا نقض توارثی نباشد بلکه محصول فقدان توجه به کودک باشد .

غم انگیز ترین موارد ، مورد کودکانی است که در پرورشگاه ها بزرگ میشوند ، پرورشگاه هایی که در آنها کودکان را از مراقبتهای فیزیکی برخوردار میکنند اما از توجهات روانی بی بهره میمانند .

هر کودکی نیاز دارد که با او حرف بزنند ، بازی کنند .

...

در نقاط مختلف جهان پرورشگاههای  زیادی وجود دارد که در آنها کودکان بطور مطلوب تغذیه میشوند ، لباسهای تمیز و کاملا بهداشتی میپوشند اما در تختخواب های کوچک بحال خود رها میشون . آنها تنها میتوانند به سقف خیره شوند و فریاد های سایر کودکان را بشنوند .

...

برخی از این کودکان حتی در 3 سالگی نیز راه رفتن را به خوبی نمیدانند .

 

...

انسان : انسانم آرزوست ...

منبع : روانشناسی عمومی ، دکتر حمزه گنجی

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٥ ] [ ٦:٢٦ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
برف

در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟
بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند . . .
(ارد بزرگ)

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٤ ] [ ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ] [ زمستان ] [ نظرات () ]
دروس الاشیا
این راهیچ کس نمی تواند انکار کند که ما ملت ایران در میان بیست کرور جعیت .پنج کرور وسیصدو پنجاه وهفت هزار نفر وزیر .امیر. سپهسالار .سردار .امیرنویان. امیر تومان. سرهنگ .سرتیپ. سلطان .یاور. میرپنجه ..سفیرکبیر. شارژ دافر .کنسیه .یوز باشی .ده باشی .وپنجه باشی داریم. وگذشته از اینها باز ما ملت ایران در میان بیست کرور جمعیت (خدا برکت بدهد)شش کرور وچهارصدو پنجاه ودو هزار وششصدو چهل ودو نفر ایت الله .حجت الاسلام .مجتهد مجاز. امام جمعه .شیخ الاسلامسید سند .شیخ. ملا. اخوند. قطب .مرشد .خلیفه .پیر .دلیل. وپیش نماز داریم علاوه بر اینها باز ما در میان بیست کرور جمعیت چهار کرور شاهزاده .اقا زاده .ارباب خان .ایلخانی .ایل بیگی. و ابه باشی داریم.زیاده بر اینها اگر خدا بگذارد این اخری هاهم قریب دو وسه هزار نفر وکیل مجلس وکیل انجمن وکیل بلدیه .منشی .و دفتر دار وغیره داریم
 
 
( علی اکبر دهخدا - سور اسرافیل)
[ ۱۳٩٠/۱۱/۱۱ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ طـــــــــ 2ــــــــوفانی ] [ نظرات () ]
باز هم شریعتی

پیرو پست قبلی انسان

دکتر شریعتی حرف های ناب زیاد دارد که کاش شنیده بشن

ب گوش جان :)

 

"

دموکراسی می گوید : رفیق حرفت را خودت بزن ،نانت را من می خورم!

مارکسیسم می گوید: نانت را خودت بخور ، حرفت را من می زنم!

فاشیسم می گوید : نانت را من میخورم ، حرفت را هم من می زنم ،
تو فقط برای من کف بزن!



اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور ، حرفت را هم خودت بزن ،
من برای اینم که به حق برسی!

اسلام دروغین می گوید:تو نانت را بیاور بده به ما،
 
ما قسمتی از آن را جلویت می اندازیم و تو حرف بزن ...
 
اما حرفی را که ما می گوییم! "

مجموعه آثار 35 - آثار گونه‌گون - بخش شناخت اسلام ص 88


+عکس -بی ربط -خنثی

by Shingo Matsunuma

[ ۱۳٩٠/۱۱/٩ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ] [ خراباتی ] [ نظرات () ]
دکتر شریعتی

دو نفر در یک طوفان دریایی دست و پا میزنند ،

                                                              و مرگ را به چشم خویش میبینند و غرق را ،

هر دو حال و روزشان یکی است ، اما از این دو ، کار آنکه فریاد میزند ، و از هم سرنوشتش میپرسد : من چکار کنم ؟

                                آسان تر است .

حال این یکی رقت بار است ، که چیزی نمیگوید و باید به سوال او هم جواب دهد ...

[ ۱۳٩٠/۱۱/۸ ] [ ٧:٢۱ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
نمایشنامه

" وقتی از اختلاس حرف میزنیم از چه حرف میزنیم "

در یک پرده :

زن :"شوهر های مردم اختلاس میکنن تو هم اختلاس میکنی . من چیم از زن اون یارو که اون همه اختلاس کرد کمتره ؟"

پرده میافتد !!

 

 

انسان : راستش نمیدونم از چیه این خوشم اومد ولی جالب بود دیگه !!

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢ ] [ ٢:٠٩ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]
توجه توجه

با سلام

دوستان گرامی آیا میدانستید ؟

آیا

    میدانستید این وبلاگ یک وبلاگ گروهی میباشد !

سوال :

 "آیا میدانید این وبلاگ دارای چند نویسنده است ؟"

و

قالب توجه دوستانی که مایل به نویسندگی در این وب هستند . جایزه ی کسی که به سوال بالا پاسخ دهید : امتیاز نویسنگی این وب است .

با تشکر انسان

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢ ] [ ۱:٤٧ ‎ب.ظ ] [ نـــــاهـــــی دِ ] [ نظرات () ]

  • ابر جادو
  • وبلاگ من
  • ضایعات